شمس الدين حافظ

235

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

151 - « اشك پدر » ترسم كه اشكِ در غمِ ما ، پرده‌در شود * وين راز سر به مُهر ، به عالم سَمر شود گويند : سنگ لَعل شود در مقامِ صبر * آرى شود و ليك ، به خونِ جگر شود خواهم شدن به ميكده گريان و دادخواه * كز دست غم خلاص من آنجا ، مگر شود از هر كرانه ، تيرِ دعا كرده‌ام روان * باشد ، كزين ميانه ، يكى كارگر شود اى جان ، حديثِ ما بَرِ دلدار بازگوى * امّا چنان مگو كه صبا را خبر شود در تنگناىِ حيرتم از نخوتِ رقيب * يا رب مباد ! آنكه گدا معتبر شود از كيمياى مهرِ تو ، زر گشت روى من * آرى ، به يُمن لطفِ شما ، خاك زر شود بس نكته غيرِ حسن ببايد كه تا كسى * مقبولِ طبعِ مردمِ صاحب‌نظر شود اين سركشى كه در سر سرو بلند تُست * كى با تو دست كوته ما در كمر شود حافظ چو نافهء سرِ زلفش به دستِ تست * دم دركش ، ار نه باد صبا پرده‌در شود * توضيحات : پرده‌در ( پرده برگيرد ، فاش شود ) سمر ( افسانه - حكايت ) خون جگر ( رنج و ناراحتى ) كارگر ( اثربخش ) مگر شود ( همانا ميسر گردد ) كيمياى مهر ( اكسير عشق ) از هر كرانه ( از هر طرف ) نخوت ( سستى ) گدا معتبر شود ( آدم فقير به جايى برسد ) يمن ( مباركى ) نافه ( بوى معطر ) ترسم ( مىترسم - هراس دارم ) آرى ( قيد - بله چنين است ) دادخواه ( صفت فاعلى - مستمند عشق ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - پدرتان يا يكى از نزديكان شما به ديوان خواجه تفألى زد و غزل بالا آمد و عجب حكايتى است ؟ ! 2 - گويى ، چند روز است كه از كار شما سيل اشك او جارى است زيرا او توقع نداشت كه حاصل يك عمر علاقه به شما را راحت و آسان به كسى كه مدتى با او مراوده دارى ، بر باد دهى و مهم‌تر اينكه به او اجازه دهيد ، در حضور پدر و مادرش گستاخانه سخن بگويد . 3 - آيا مىدانيد كه اين سه روز برايش سى سال گذشت زيرا قصر آمال و آرزوهاى او را با اين سخن گستاخانه ويران كرديد ، به‌طورىكه او تصميم گرفت ، ديگر به كار شما كارى نداشته باشد و هرچه مىخواهيد انجام دهيد و او مانند ميهمانى تماشاگر باشد ، او حق دارد اين چند روز برايش خيلى سخت گذشت چون نمىتوانست با هيچ‌كس در ميان بگذارد و به قول معروف « ام ابيهاى او نيز نبود كه سر در گريبانش كند و گرم ناله سردهد تا دلش تسكين يابد » ، چون او فرسنگها دور است ، خلاصه دل او از هر دوى شما سخت شكسته و مغموم است ولى به زبان نمىآورد . 4 - وقتى او را انتخاب كردى ، تنها پدرتان موافق بود و همه مخالف پس در ازاى نيكى پدر جواب هر دوى شما بسيار بىادبانه بود اگرچه شما تابع احساسات شده‌ايد اما او مىبايست با عقل خود نهيب و فرياد بر احساس بزند و در برابر كسى كه همه به او احترام مىگذارند اجازه گستاخى به خود ندهد . 5 - آيا مىدانى ويژگيهاى او چگونه است ، پس بخوان : خودخواه ، مغرور ، كم‌جنبه ، تازه‌به‌دوران‌رسيده ، خسيس ، دوستدار مادر ، خواهر و برادر ، مادر ، پول‌دوست ، تودار ، آداب معاشرت نمىداند ، طرز برخورد با بزرگتر را نمىداند ، دلش مىخواهد پولدار شود ، پرمدعا ، راحت كسى را كنار مىگذارد ، تا كار به كسى دارد ، آرام است ، همين‌كه به قول معروف « خرش از پل گذشت » ، مىتازاند ، خيلى دوست دارد دستور بدهد ، وانمود مىكند حوصله دارد ولى ندارد . 6 - براى زندگيت نذر كن و سوره مباركه « النمل » از آيه 50 تا آخر را با معنى و حضور قلب بخوان . 7 - مسافرت را توصيه مىكنم و خريدوفروش هردو خوب است ، كارت را از دست مده و سعى كن براى خود پس‌انداز كنى كه در روزهاى سخت به خود متكى باشى . 8 - خواهر و مادرت را به هيچ‌وجه رها مكن . گول چرب‌زبانى را مخور به فكر آينده خود باش ، رازهاى خود را ابدا با او در ميان مگذار هرچند كه تو را دوست دارد ولى دمدمى است و از هزينه كردن مىترسد ، با رنج و سختى مىتوان با او زندگى كرد .